کوتاه سازی محتوا در بازاریابی محتوایی
۲۵ شهریور, ۱۳۹۲
بررسی نحوه تبلیغ نویسی یا نقد آگهی تبلیغاتی راما اسپا در مجلات
۲۸ شهریور, ۱۳۹۲
نمایش همه

تبلیغات روغن مایع خوراکی نینا در مترو


مسعود محمدی / ۲۷ شهریورماه ۹۲

چندی پیش در مترو با تبلیغ خاصی روبرو شدم که متعلق به برند روغن مایع نینا بود و از دستگیره های مترو استفاده کرده بود. تصویری از این تبلیغ گرفتم که در زیر مشاهده می کنید:

nina

از مخاطبان عزیز تقاضا می کنم که نظر خود را در مورد این تبلیغ ارائه دهند و اگر نقدی دارند بنویسند و یا نکته مثبت این تبلیغ را بیان کنند.

اشتراک گذاری :

19 دیدگاه ها

  1. hsn_srv گفت:

    شاید در واقع چیز مثبتی رو القا نکنه اما چون خاص هستش توی ذهن میمونه … برند نینا و همین خیلی خوبه

  2. tahereh گفت:

    این نوعی بازاریابی چریکی هست خوشحالم که در ایران هم از شیوه های نوین تبلیغات استفاده می شه!

  3. sahar گفت:

    اینکه محصول در بین مردمه و ملموس واقع شده فکر میکنم نقطه مثبتشه.
    ولی شاید اگه بجای روغن یه محصول دیگه بود تاثیر بهتر و بیشتری داشت.

  4. سروش گفت:

    ضمن تشکر از جناب مسعودی بابت ایجاد چنین فضای همفکری
    به نظر من استفاده از چنین فضاهایی به نوعی بازاریابی ویروسی غیر کلامی و بر پایه بازاریابی عصبی است .توضیح :
    از طریق ایجاد حجم های سه بعدی مغز درک بهتری از عمق پیام دارد و هم چنین عملاً در دست گرفتن آن دستگیره به نوعی حس لمس محصول و از بین بردن مقاومت مغز در قبول پبشنهاد جدید را باعث می شود.
    از همه مهم تر تجربه هدف ( مشتری ) از محصول به عنوان یه محصول قابل اطمینان است چرا که با هر دفعه تهدید ترمز قطار از بهم خوردن تعادل او جلو گیری می کند .
    و این تکنینک اعتماد بخشیدن از محصول به مشتری است که شاید حتی در ایران به آن فکر نکرده باشند. چون متاسفانه تقریباً اکثر فعالان صنعت تبلیغات مجریان طرح های کپی از خارج کشور هستند و به هیچ عنوان به بومی سازی و تحلیل آن و تاثیر بر مشتریان کارفرمایان خود ندارند. اما این تحلیل من از ایجاد چنین تبلیغاتی در محیط های عمومی است که در صورت بومی سازی می تواند بسیار قدرتمند عمل نماید.
    با سپاس از جناب محمدی و تجدید احترام

  5. پیام محمدی گفت:

    سلام، این تبلیغ به نظر من میتونه ضد تبلیغ باشه چون حجم روغن مایع در این شیشه از نصف کمتر است و این نقص میتونه از کم دقتی تایید این محصول توسط مشاور تبلیغاتی آن و یا ترفند صرفه جویی واحد بازاریابی این کارخانه باشه، متاسفانه ما فقط از صنعت تبلیغات خارجی الگو برداری میکنیم و نظارت و درک صحیحی از اجرا و بومی سازی آنها بخصوص در تبلیغات میدانی نداریم.
    به هر حال ممنون از تماستون و پیشنهادتون در مورد کتاب، ایمیلتون باعث شد من به وبلاگتون سر بزنم، خوشحال شدم از آشناییتون.
    همیشه موفق باشید.

  6. tetis گفت:

    سلام
    با نظر دوستان موافقم از نصفه و نیمه بودن بطری که بگذریم حرکت جالبیه و جای خوشحالی داره حتی اگه تقلیده .اما خیلی دوست دارم بدونم چطور میتونن این ایده رو تو شهرای کوچیک ایران که مترو و…ندارند بسط بدن؟

  7. کسری حیدری گفت:

    با سلام وادب من فکر میکنم که این نوع تبلیغات بیشتر جنبه روانی رو در نظر داره یعنی اینکه در مترو زمانی که شما احساس نیاز به دستگیره دارید که این دستگیره رو میگیرید و تو یادتون میمونه که چی رو دستتون گرفتین و دقیقا”نکته فیلم گرگ وال استریت زمانی خودکارو میشه فروخت که طرف یا مشتری به شما نیاز پیدا کنه یا به محصول شما نیاز پیدا کنه و این نکته در این تبلیغات دستگیره شما میبینید

  8. علیرضا گفت:

    به نظر من این برای روغن اصلن خوب نیست!شاید برای واکس ای….

  9. mohammad9648 گفت:

    سلام
    قطعا این تبلیغ موثره فقط باید بازخورد گرفته شود که مخاطبین واکنش مثبت یامنفی دارند کاملا آماتوری تبلیغ شده است

  10. حمید گفت:

    با جمع بندی کل نظرات می توان به جنبه های مثبت و منفی طرح رسید. خوب قطعاً این نوع تبلیغات خلاق و چریکی می تواند تاثیرگذار باشد اما در ایران بیشتر به صورت کلیشه ای درآمده است و به صورت بی رویه و یکنواخت در حال تکرار در مترو ها می باشد. نکته دیگر اینست که بعضی از محصولات به خصوص محصولات خوراکی از طریق شکل و بو مشتری را جذب می کند به همین دلیل طرح و شکل مناسب در کنار استفاده کردن از تکنیک های بازاریابی حسی بسیار اثر گذار است. به نظر طرح نصفه و نیمه روغن با کم رنگی نا متعادل تصویر ذهنی مناسبی را ایجاد نمی کند

  11. الی گفت:

    جالبه!
    به خاطر حرکت مترو همواره نگران روغنیم که نریزه و تا پایان مسیر با توقف و حرکت های چند باره خیالمون از این بابت راحت می شه
    البته منظورم حس ترس از ریختنشه اگه نه که هممون می دونیم همچین حرکتی فکر شده است و روغن نمی ریزه( و احتامالا پر نبودن ظرف روغن واسه حرکت مایع و دیده شدن ملموس تره این حرکته) و در پایان مسیر اطمینان حاصل می کنیم از نریختنش
    و اطمینان به این این محصول نا خوداگاه تو ذهن می مونه
    البته اینا تعبیر شخصی منه و من هم یک مخاطبم
    با این حال من اگر روغن مورد استفادم یه چیزه دیگه باشه این روغن رو هم امتحان می کنم و اگه خوب باشه بازم می خرم…
    چه بسا که بسیاری از محصولات جدید رو اصلا سراغ امتحان کردنش هم نمی ریم

    tetis عزیز در شهر های کوچیک در اتوبوس هم می شه بهره برد
    ولی لزومی هم نداره همه جا تبلیغ یکسان باشه

  12. سمیرا کاظمی گفت:

    درود
    به نظرمن باید از نظر مثبت به این تبلیغ نگاه کرد همیشه جنس خوب توی پر بودن اون نیست .تبلیغ جالبیه.

  13. داوود گفت:

    همه دوستانی که مطلب نوشتند به نوعی چون وضوح تصویرنمایان است دقت میکنندونظرمینویسند. اما اگر آقای محمدی کمی دورتر بود کسی دقت نمیکرد.

  14. سید رضا علوی گفت:

    سلام
    به نظرم این طور تبلیغات جالبند
    به خصوص برای اولین بار که ادم می بیند
    یادمه شامپو گل رنگ این کار را کرده بود
    مترو هم جای مناسبیه چون افراد برای مدتی نسبتا طولانی یک جا ایستادن و به تبلیغات یک جورایی مجبورا که نگه کنند
    به خصوص وقتی که به عنوان دستگیره لازمش داریم! 🙂
    پیروز باشید

  15. آیدا خلیلی-کارشناس ارشد مدیریت بازاریابی گفت:

    سلام
    خیلی جالبه که بعد از گذشت تقریبا یک سال هنوز موضوعی بازه و بقیه راجع بهش نظر میدن. آقای محمدی عزیز پیشنهاد میکنم از شرکت تولید کننده این برند هزینه تبلیغات بگیرید. همین نقد تبلیغ با درگیری ذهنی که ایجاد میکنه از خود تبلیغ اثربخش تر به نظر میاد.
    شاید خیلی از کسانی که از نزدیک با این تبلیغ مواجه بودن وقتی ازشون سؤال کنید که “یادتونه یه زمانی تو دستگیره های مترو روغن گذاشته بودن؟” خیلی هاشون جواب مثبت بدن اما اگر راجع به برندش بپرسید چیز واضحی تو ذهنشون نباشه. حتی اگه همین تصویر رو هم ببینن باز هم برند یادشون نمیاد تا اینکه شما بگید. این مسئله یعنی هزینه ای که در نظر اول توجیه پذیر به نظر میاد و در تئوری (با نقدهایی که همینجا دیدم) نتیجه خوبی رو رقم بزنه، اما در عمل بازدهی مورد انتظار رو نداره.
    به نظرم در نقد هر مسئله بازاریابی باید خود را اول مصرف کننده بدونیم تا کارشناس بازاریابی. اینکه این بازاریابی از نوع چریکیه یا ویروسی یا غیر مستقیم، نمیتونه روی نتیجه که همانا یادآوری برند و خرید اون محصول در زمان احتیاجه مؤثر باشه.
    من این تبلیغ رو بارها در مترو دیدم. به خیلی از مسائلی که دوستان مطرح کردند هم همون موقع تو مترو فکر کردم. شاید حتی یادم افتاده که باید روغن بخرم. اما جالب اینجاست که تا در نقد دوستان اسم برند رو نخوندم، نمیدونستم نیناست. این یعنی پولی که برای بازاریابی و تبلیغ هزینه شده اما از محل فروش به شرکت برنمیگرده.

  16. mohammad گفت:

    با سلام
    به نظر من بسیار تبلیغ جالبیه….ولی این تبلیغ اگه به جای روغن تبلیغ کرم دست و صورت بود خیلی اثر بخش تر بود .چون به مخاطب القا میشد و یه جورایی ناخوداگاه تو مخاطب این احساس ایجاد میشد که انگار دستش رو با این کرم مثلا مرطوب کرده…:)و از اونجایی که رو بروی صورتش بود هم همون فکر رو ایجاد میکرد..

  17. حسین گفت:

    سلام این ایده احتمالا از خارجیها گرفته شده ولی در نهایت کج سلیقه گی بکار رفته هیچ ضرورتی نداشت که از بطری واقعی و روغن استفاده میشد کافی بود فقط عکس بطری گذاشته بشه حجم هم پیدا نمی کرد حالا توی عکس بطری هم میشد خلاقیتهای دیگه ای بکار برد ….. این ایده خوبی بوده که ناشیانه بکار رفته ….

  18. افشین گفت:

    بله خیلی به نظر بنده جالبه چون معمولا بیشترین قشر از جامعه با مترو تردد میکنن و این بهترین فرصت برای معرفی محصول میتونه باشه وبه فروشگاه مراجعه کنن ناخداگاه اسم برند نینا براشون تداعی میشه

  19. بهمن گفت:

    با سلام ایده جالبیه، روغن نصفه دم دست ،لیست خرید خانوم ، راستی خانم روغن داریم یا بخرم .
    خوب اقا هزینه کردی !؟ یکم شکل بطریش رو عوض میکردی مگه چقدر پول قالب تزریق میشد ،در ضمن خوب وقتی دستگیره ازش ساختی خود ظرف روغنت بیرون دستگیره نمی خواد .
    باور کن یادم انداختید که روغن بخرم و غرغر خانوم رو نشنوم اما از رقیبت خرید کردم چون خانم گفته بود این برند رو بخر(-:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.